۱۲ فروردین
ويژه نامه هاي نوروزي چهار روزنامه را داشتم و خواندم: اعتماد ملي، شرق، سرمايه و همشهري. مطالب بدردبخور زيادي در هر كدام بود، اما به نظرم ويژه نامه شرق بهترين بود. [فعلا فقط سرمايه را روي اينترنت پيدا كردم.]
از ميان مطالب ويژه نامه شرق، مقاله كوتاه دكتر جلايي پور درباره غفلت مرگبار جامعه، حكومت و روشنفكران از بحران اعتياد بسيار جالب، آموزنده و تكان دهنده بود. ايشان با شمردن شش موردي كه به عنوان علل شيوع گسترده و بينظير اعتياد در ايران ذكر ميشود، همه آنها را كوچك شمرده و در حاشيه گذاشته بود و علت اصلي را سياستهاي آرمانگرايانه غير واقع بينانه حكومت ايران در دوران پس از انقلاب دانسته بود. به شدت با ايشان موافقم و فكر ميكنم انقلابيون ايران (از جمله خود جلايي پور و مشاركتيها!) و تمام رهبران و مسئولان ايران در اين سه دهه، دستكم از اين يك جهت نميتوانند در مقابل خدا و تاريخ سربلند باشند.
يادداشت كوتاه دكتر معين درباره سال 84 كه در واقع در اوج تأسف نسبت به آنچه ميشده و نشده و بلايي كه بر سر مملكت آمده و دارد ميآيد، بود. و چه دردناك و تأسف بار بود همين يك جمله ايشان كه «دموكراسي در خانه و صلح در جهان فقط يك چشمانداز زيبا نيست، ميتوانست يك برنامه عمل هم باشد...»
خواندن يادداشت مهم و قابل تأمل سعيد حجاريان درباره تفكيك دموكراسيخواهي از آنارشيسم در ويژه نامه شرق هم از اوجب واجبات است. شايد يك قسمت مهم از دعوايي كه ما اصلاح طلبان با تحريميان داشتيم و داريم بر سر همين نكته است. آنها هر كاري كه جمهوري اسلامي بكند را بد ميدانند و در كل ادبيات آنارشيستي ايراني (غر زدن و انفعال در سطح روشنفكرانه و بدگويي در سطح عوامانه) را ترويج ميكنند و ما معيارمان چيز ديگري است... بگذريم!
تحليل محسن امين زاده از دو نگاه در سياست خارجي ايران، پيشبيني ليلاز از اقتصاد ايران در سال 85، گزارش حميدرضا ابك درباره دكتر سروش، گزارش علي معظمي درباره روشنفكران و انتخابات و ياداشت ابتدايي محمد قوچاني درباره جابجا شدن مفاهيم چپ و راست در آرايش نيروهاي سياسي ياران از ديگر مطالب خواندني اين ويژه نامه بود.
از مطالب ويژه نامه همشهري تنها يادداشت عليرضا اشراقي درباره روشنفكران ايران بدرد ميخورد و چند گزارش خارجيشان. البته رباعيات شهرام شكيبا هم خواندن داشت.
اما نميدانم چه ككي افتاده بود به تنبان همه كه بروند با كروبي مصاحبه كنند. حالا اعتماد ملي روزنامه خودشان است، سرمايه ديگر چرا. بيفايده و بيهوده؛ نه حرف جديدي داشت، نه جذابيي داشت، نه هيچي. اما اكثر مطالب بعدي سرمايه به خواندنش ميارزيد. گزارش هستهاي، گزارش خارجي مراد ويسي، مقاله همايون كاتوزيان و مصاحبههاي اقتصاديشان. صحبتهاي نجف دريابندري هم مهم و خواندني بود و تيترش تكان دهنده!
ويژه نامه اعتماد ملي هم گذشته از چاپ افتضاحش، به عنوان اولين تجربه بد نبود. اكثر مطالبش را نگاه انداختم و از آنها بود كه بايد سر فرصت خواند. اما اينقدر چاپش بد بوده كه هنوز رغبت دوباره رفتن سراغش را نكردهام. فقط عكسهاي آخرش را ديدم كه انتخابش خوب بود، ولو چاپش بيكيفيت.