۴ مهر
مرده بدم، زنده شدم، گريه بدم، خنده شدم...
اصلا نه آپديت ميتونستم بشم، نه كامنت ميگرفت، اون هم به خاطر يه اشتباه بيمزه. درست كردن يا از نو كاري كردن هم حس و حال ميخواست كه نداشتم. ولي به لطف اين برادر و به بركت اينترنت پرسرعت شرق فعلا رو به راهيم.
انكار نميكنم كه يكي از انگيزههاي دوباره نوشتن و غلبه بر وسوسههاي ترك اعتياد، تعريفي بود كه دو تا از اساتيد چند روز پيش از وبلاگم كردند و تشويقشون به ادامه، در حالي كه روحم هم خبر نداشت كه اونها ميخونن اينجا رو.