پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ...
 



پنجشنبه، ۷ تیر




وبلاگ قبلي
پست الكترونيك

CMS: MT 2.661
By: Daghdagheh


۴ مهر

مرده بدم، زنده شدم، گريه بدم، خنده شدم...

اصلا نه آپديت مي‌تونستم بشم، نه كامنت مي‌گرفت، اون هم به خاطر يه اشتباه بي‌مزه. درست كردن يا از نو كاري كردن هم حس و حال مي‌خواست كه نداشتم. ولي به لطف اين برادر و به بركت اينترنت پرسرعت شرق فعلا رو به راهيم.

انكار نمي‌كنم كه يكي از انگيزه‌هاي دوباره نوشتن و غلبه بر وسوسه‌هاي ترك اعتياد، تعريفي بود كه دو تا از اساتيد چند روز پيش از وبلاگم كردند و تشويقشون به ادامه، در حالي كه روحم هم خبر نداشت كه اونها مي‌خونن اينجا رو.

نظرات شما:
به نام حضرت دوست سلام: گفتيم شايد در عهد دولت كريمه!سفري كرده ايد به سرزمين حجاز مهمان حضرت دوست شده ايد.گاهي هم گمان برديم نكند مهرورزي زياد سبب شده كوچ نابهنگام شما را.يا شايد جايي في سبيل الله پنهاني خدمت خلايق مي كنيد و فرصتي نداريد به جهت تنگناي وقت جهت رتق و فتق امورات چهارديواري مجازي! شايد هم.... باري،خوش آمد مي گوييم حضور مجدد شما را در ماه مهر! به سرزمين عظيم فيلتر نشان!!!
سلام... خوش آمدي. اميدوارم بيشتر بنويسيد.
3 # سياوش :
سلام عرض شد . في الجمله يقين كرده بوديم فرستاده اندتان براي تمشيت . سال مهرورزي به بندگان خداست ديگر ! ديروز در صبحانه نوشتيم كه از 12 شهريور تا بحال ننوشته ايد . يك ساعتي آنجا بود و بعد جناب ايشان را خوش نيامد و برش داشت (چرا؟) . بعد يك كامنت براي حضرت حنيف گذاشتيم كه خودش هنوز شل و پل و مجروح و آزرده است و يكي هم براي ابطحي كه نميدانم چه اش كرد . خلاصه خوب شد كه آمديد . داشتيم هول ميكرديم ها !!!
خوش خبر باشی، همیشه.
سلام .خدا را شكر كه مجددا مي نويسيد.