خراب كردي حاجي! هنوز قدم اول را برنداشته، بدجور زدي توي خاكي. بيجا يا باجا، از تو و بعضي از اطرافيانت انتظار بيشتر از اين داشتم. يعني در قد و اندازههاي خودت، فكر ميكردم يك سر و گردن بالاتر فكر كني، كمي افق جلوتري را ببيني. واقعا شرمآور بود اين ليستي كه ديدم. شرم!
در اين دو هفته، ليست هرقدر تغيير ميكرد، وضعيت بدتر ميشد. يك ماه پيش خداوكيلي اصلا در مخيلهام نميگنجيد كه رئيسجمهور ايدهآل نيروهاي نظامي و امنيتي ايران اينقدر شخصيت ضعيف النفس و بيجربزهاي باشد. و باز اصلا تصور نميكردم جنگ قدرت در ميان جريانهاي نزديك به او اينقدر زود آغاز شود.
كسي كه وزراي خود را در عرض سه هفته، شصت بار با فشار اين و آن عوض ميكند، به درد لاي جرز هم نميخورد، چه رسد به رياست جمهوري ايران. يك چيزهايي در طول اين دو سه هفته ميشنيديم، اما من ترجيح ميدادم منتظر بمانم و ببينم آخرش چه ميشود. بابا كاش علي لاريجاني را معاون اول يا لااقل همان وزير خارجه ميگذاشت. كاش پورمحمدي را همان وزارت اطلاعات ميگذاشت. اي خدا، مگر ما چه كردهايم كه چنين بلاهايي سر ما ميآوري؟! من نميفهمم، يعني اين آدم اينقدر بيمايه است كه ابتدا از گزينه خود براي وزارت كشور كوتاه ميآيد و بعد وقتي فشار جامعه روحانيت و ستاد ائمه جمعه براي معرفي تقوي وارد ميشود، آخر اينقدر بيمبنا، برميدارد وزير اطلاعاتش را ميفرستد به وزارت كشور، چون پشت اين بيت است كه سمبهاش پرزورتر است، بعد هم به جاي او چه كسي را معرفي ميكند! فكرش را بكنيد: يك نفر با سابقه محض امنيتي براي وزارت كشور. يك نفر با سابقه محض قضايي براي وزارت اطلاعات، يك نفر با سابقه سيبزميني در وزارت علوم، يك شوت سپاهي در نيرو، يك جوجه تيغي فاشيست در ارشاد،،، رفاه،،، نفت،،، يكسري آدم با فوق و دكتراهاي آبدوغ خياري مديريت دولتي و مديريت استراتژيك كه در دست و بال آنها نقل و نبات بوده،،، يك كابينه با تعداد قابل توجهي كارشناس(!) نظامي و امنيتي،،، سابقه وزارت يا حتي معاونت وزارت كل اعضاي كابينه: ده درصد!! نصف ليست كابينه در وزارتخانه بيربط به تخصص،،، دردا و دريغا وطن من، وطن من! اينها چه بلايي ميخواهند سرش بياورند؟
نميدانم. شايد حرف اين امام جماعت ما هم چندان بيراه نباشد. بالاخره بايد رئيسجمهور يك سر و گردن بر وزرايش مشرف باشد. حالا او بالاتر، يا آنها پايينتر! اگرچه اين به نظرم همان كابينه 70 ميليوني است، به اين معنا كه قيمت پايه هر وزارتخانه در مزايده، هفتاد ميليون ناقابل است؛ بيشتر، بهتر!! ولي خب ماي بيچاره چه كار كنيم با مثلث اژهاي- پورمحمدي- صفارهرندي . خب يكهو رك بگويند چون ميخواهيم خدمت كنيم، قرار نيست كسي نفس بكشد ديگر! وگرنه اينجوري كه نه فعاليت مطبوعاتي و فرهنگي ميشود، نه اجتماعي، نه سياسي. واردات سماق براي مكيدن چطور است؟!
نميدانم. فقط خدا كند اين دوره كه شده و ميشود جمهوري خشونت و تحجر، به جمهوري وحشت تبديل نشود.
نميدانم چرا ميل دارم اين شعر ملك الشعراي بهار را در پايان اين مطلب بيسروته بگذارم. واقعا چه چيزي عوض شده در اين صد سال؟
رفته حس مردمي از مرد و زن، من با كيام؟
نيست گوشي تا نيوشد اين سخن، من با كيام؟
بيست سال افزون زدم داد وطن، نشنيد كس
تازه از نو ميزنم داد وطن، من با كيام؟
هي علي و هي حسين و هي حسن گويم چو نيست
ني علي و ني حسين و ني حسن، من با كيام؟
خلق ايران، دستهاي دزدند و بيدين، دستهاي
سينهزن، زنجيرزن، قدارهزن، من با كيام؟
گويم اين قداره را بر گردن ظالم بزن
ليك شيطان گويدش بر خود بزن، من با كيام؟
گويم: اين زنحير بهر قيد دزدان است و او
هي زند زنجير را بر خويشتن، من با كيام؟
گويمش: بايد بپوشاني كفن بر دشمنان
باز ميپوشد به عاشورا كفن، من با كيام؟
گويم: اي واعظ، دهانت را لئيمان دوختند
او همي بلعد ز بيم آب دهن، من با كيام؟
گويم: اي آخوند، خوردند اين شپشها خون تو
او شپش ميجويد اندر پيرهن، من با كيام؟
گويمش: دين رفت از كف، گويد: اين باشد دليل
بر ظهور مهدي صاحب زمن، من با كيام؟
گويم: اي كلاش، آخر اين گدايي تا به كي؟
گويدم: چيزي به نذر پنج تن، من با كيام ؟؟